عید دلتنگم

نشسته ام برود سال و خاطراتش هم
میان آینه لبخند می زنم به خودم
که روز عید نفهمد چقدر دلتنگم!
که سال کهنه نفهمد چقدر پیر شدم!

میان آینه شمعی که رو به خاموشی ست
و ساعتی که سرِ سال زنگ را خورده
هنوز توی دلم آرزوی آزادی ست
میان تنگ بلورم دو ماهیِ مرده...


فاطمه اختصاری





روز عید چقدر دلتنگم شعر شعر روز عید چقدر دلتنگم روز عید شعر عید دلتنگم شعر دلتنگم فاطمه اختصاری شعر فاطمه اختصاری اشعار فاطمه اختصاری شعری از فاطمه اختصاری تنگ شعر تنگ ماهی مرده شعر آزادی آزادی آرزوی آزادی
ارسال شده در مورخه : جمعه، 28 اسفند ماه، 1394 توسط sali  پرینت
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 اگر عشق را زبان سخن بود  [ سه شنبه، 31 فروردين ماه، 1395 ] 798 مشاهده
 دل شکسته  [ سه شنبه، 27 بهمن ماه، 1394 ] 440 مشاهده
 شعر بی ستاره  [ شنبه، 13 آذر ماه، 1395 ] 221 مشاهده
 با خیالت لا به لای شعرها گم می شوم  [ شنبه، 14 فروردين ماه، 1395 ] 723 مشاهده
 بی تو بی تابم  [ پنجشنبه، 27 اسفند ماه، 1394 ] 347 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما : 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب