بگذار راستش را بگویم؛
حال من خوب است...
خوبتر از آنچه فکرش را بکنی!
آنقدر که هر بار نمکی از کوچه مان رد می شود،
بدون اینکه گوش هایش را تیز کند صدای خنده های وقت و بی وقت مرا می شنود...
قهقهه می زنم.... ریسه می روم...
وای که چقدر حالم خوب است... وای...
نه مستم! نه دیوانه!
من عاقلی هستم که مغزش را موریانه ها جویده اند!
و هر روز تفاله های  افکارم را در سکوت محض بودن و شدن به روسپی های کوچه ی سیزدهم می بخشم...
راستش را بخواهی،
نگاهت را به بازی گرفته ام!
همیشه دارم رُل بازی می کنم!
به امید روزی که برنده جایزه بهترین بازیگر زن شوم!!!
وقتی می خندم هرگز نخواهی فهمید که در من زنی ست که مرده است و زنی ست که عصاره زندگی را هر روز از شیشه ی کوچک دارو بر چشمانش می چکاند...
و تو را این چنین مغلوب خویش می کند...
کسی چه می داند شاید قاصدک مرا با خود خواهد برد....
و سایه ام پرتره ی لبخندم را به دیوار شهر خواهد آویخت...
حال من خوب است خوبتر از آنچه فکرش را بکنی...

 

آیدا رها





آیدا رها دست نوشته های آیدا رها دست نوشته آیدا رها اشعار آیدا رها شعرهای آیدا رها آ رها دست نوشته های رها دست نوشته های آیدا عصاره زندگی حال من خوب است بازیگر زن شوم
ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 19 فروردين ماه، 1395 توسط sali  پرینت
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

aida_raha

مرتبط باموضوع :

 آینده‌ی خیلی دو  [ سه شنبه، 20 بهمن ماه، 1394 ] 368 مشاهده
 تنگه دلم  [ پنجشنبه، 22 بهمن ماه، 1394 ] 1451 مشاهده
 اشعار آیدین غلامحسینی  [ يكشنبه، 30 خرداد ماه، 1395 ] 417 مشاهده
 شعری از آرزو نوری  [ يكشنبه، 22 فروردين ماه، 1395 ] 660 مشاهده
 شعر مرحبا ای یار  [ يكشنبه، 25 بهمن ماه، 1394 ] 586 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما : 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب