غنچه اینجاست ولی عطر نفس های تو نه
مژه برپاست ولی چشم تماشای تو نه

کشف عشق است اگر در دل من جای تو هست
ماه در چشم تو زیباست ولی جای تو نه

نسخه ی گمشده ی طب پزشکان قدیم
قرص شب مرحم تبهاست ولی تای تو نه

در زمستان نگاهی که تنی لرز گرفت
گرمی دل که روا نیست ولی های تو نه

تکه قندی به لب غمزده ی فنجان گفت
طعم می قاتل غم نیست ولی چای تو نه

دل من ساحل شب را به سحر بافت چه سود
اثر پای زمان هست ولی پای تو نه

تو و من غرق ضمیری شده بودیم دریغ
"ما"ی من با تو مهیاست ولی "ما"ی تو نه

به سر انگشت کلامی که نمازم را شست
قصه برجاست ولی عاشق منهای تو نه





عطر نفس نفس عطر دل زمستان نگاه چشم مژه شب مرحم
ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 22 بهمن ماه، 1394 توسط sali  پرینت
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 شعری از معین دهاز  [ دوشنبه، 13 ارديبهشت ماه، 1395 ] 384 مشاهده
 ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ  [ شنبه، 24 بهمن ماه، 1394 ] 305 مشاهده
 شعری از يغما گلرويي  [ چهارشنبه، 21 بهمن ماه، 1394 ] 266 مشاهده
 مسافر آخرین قطار  [ سه شنبه، 27 بهمن ماه، 1394 ] 386 مشاهده
 آدمک تنها  [ پنجشنبه، 22 بهمن ماه، 1394 ] 444 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما : 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب