من و يارم
هيچگاه همديگر را نخواهيم ديد...
او به باد پاييزي مي ماند
من به برگي خشك
او باد است،
مي آيد؛
من برگم
مي روم...



عليرضا روشن





علیرضا روشن شعر علیرضا روشن اشعار علیرضا روشن شعری از علیرضا روشن شعرهای علیرضا روشن شعر من شعر یار شعر برگ شعر باد
ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 28 فروردين ماه، 1396 توسط sali  پرینت
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 بغض  [ دوشنبه، 19 بهمن ماه، 1394 ] 362 مشاهده
 از دورها مي آيي  [ يكشنبه، 22 مهر ماه، 1397 ] 41 مشاهده
 شعری از روناک محمدی  [ جمعه، 13 فروردين ماه، 1395 ] 432 مشاهده
 دست نوشته های آیدا رها  [ پنجشنبه، 19 فروردين ماه، 1395 ] 25222 مشاهده
 شعری از مژگان عباسلو  [ چهارشنبه، 25 فروردين ماه، 1395 ] 546 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما : 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب