تاریخ : پنجشنبه، 19 فروردين ماه، 1395
موضوع : متن و شعر عاشقانه

دست نوشته های آیدا رها

بگذار راستش را بگویم؛
حال من خوب است...
خوبتر از آنچه فکرش را بکنی!
آنقدر که هر بار نمکی از کوچه مان رد می شود،
بدون اینکه گوش هایش را تیز کند صدای خنده های وقت و بی وقت مرا می شنود...
قهقهه می زنم.... ریسه می روم...
وای که چقدر حالم خوب است... وای...
نه مستم! نه دیوانه!
من عاقلی هستم که مغزش را موریانه ها جویده اند!
و هر روز تفاله های  افکارم را در سکوت محض بودن و شدن به روسپی های کوچه ی سیزدهم می بخشم...
راستش را بخواهی،
نگاهت را به بازی گرفته ام!
همیشه دارم رُل بازی می کنم!
به امید روزی که برنده جایزه بهترین بازیگر زن شوم!!!
وقتی می خندم هرگز نخواهی فهمید که در من زنی ست که مرده است و زنی ست که عصاره زندگی را هر روز از شیشه ی کوچک دارو بر چشمانش می چکاند...
و تو را این چنین مغلوب خویش می کند...
کسی چه می داند شاید قاصدک مرا با خود خواهد برد....
و سایه ام پرتره ی لبخندم را به دیوار شهر خواهد آویخت...
حال من خوب است خوبتر از آنچه فکرش را بکنی...

 

آیدا رها




آیدا رها دست نوشته های آیدا رها دست نوشته آیدا رها اشعار آیدا رها شعرهای آیدا رها آ رها دست نوشته های رها دست نوشته های آیدا عصاره زندگی حال من خوب است بازیگر زن شوم

منبع این مقاله : :عکس عاشقانه , شعر عاشقانه , گالری عکس , شعر و دکلمه
آدرس این مطلب : http://salipic.ir/475//متن و شعر عاشقانه/دست-نوشته-های-آیدا-رها/